خرید بک لینک
رو مخ ترين آدم، اونيه كه با كلي ذوق برای تولدش برنامه ميريزی تا سورپرايز شه، بعد ميگه من از اومدن خانواده م متعجب شدم. من كلا تارخي ها برام مهم نيست به همين خاطر نمی برنامه ريزی كنم. رو هيچ چی.

اين آدما رو بايد از سر در شهر آويزونشون كنن.

برچسب: نویسنده: ایلیا حکیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:24

شايد بشه به جرات گفت كه تو زندگی شرايطِ پيش مياد كه فكر ميكنی ديگه امكان نداره از اين بدتر بشه. اما ميبينی كه از اين بدتر هم ميتونه اتفاق بيفته.

ميدونی هميشه زندگی يه ورژن جديد از خودشو ميخواد بد يا خوب، نشون ميده. از ديروز تصميم گرفتم بدترين چيزها رو در نظر بگيرم. اوضاع روحی آدم رو تحت كنترل در مياره. بهتر از همه چی خواهد بود.

برچسب: نویسنده: ایلیا حکیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:24

زمانی كه اين وبلاگ رو راه اندازی كردم، ميخواستم يه وبلاگ نويس خوب بشم. تو اين مدت فكر كنم 5 ساله، خيلی اتفاق ها افتاد. عاشق شدم. فارغ شدم. پر از كينه و نفرت شدم. يه روز صبح كه چشمام رو باز كردم

برچسب: نویسنده: ایلیا حکیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:24

نميشه اينو انكار كنم كه هر زمان به فكر نوشتن میافتادم و ميومدم اينجا، يا حالم خوب نبود يا يه چی ميشد كه حالم رو بد ميكرد. ينی تا يه چیغلغلكم نمی داد، نوشتنم بالا نمیاومد. تو كارای ديگه هم همينج

برچسب: نویسنده: ایلیا حکیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:24

يكی مدام زنگ ميزد. نميدونستم كيه. اصن كيه كه با من كار داشته باشه. 5 دقيقه بود پشت خط و پيگير زنگ ميزد. هنوز زنگ قبلی تموم نشده بود كه دوباره زنگ ميزد. با فحش و بد بيراه بالاخر از جام بلند شدم. گوشی

برچسب: نویسنده: ایلیا حکیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:24

صفحه بندی